تبليغاتX
آزادمردمان

آزادمردمان

من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست . تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

اين همه سال شعر خواندم و ترانه نوشتم براي جنگي كه بود  براي تن هاي تكيده در لباسهاي خاكستري براي آرامش مادرانم در آوار بمب  براي هيجان پدرانم در آشوب مرگ . اين همه سال شعر خواندم و ترانه نوشتم براي آفتابي كه بي نياز از دليل بود .

از جنگ كه برگشتم پيراهن خاكستريم را آويختم به ديوار خاطرات و به زندگي با مردمي سلام گفتم كه عطر شناسنامه هايشان در مشام جانم بود و اسمم در ميان اسمهايشان باليد و كم كم بزرگ شد .با گريه هايشان گريستم و با خنده هايشان خنديدم .

و امروز كنار من بودي و بي گناه سيلي خوردي از كسي كه لباس خاكستري مرا پوشيده بود مقابل چشم حيرت زده ي من سيلي خوردي در بي پناهي و ناچاري وخدايي كه تنها دوستت بود ديد كه بي گناه سيلي خوردي از حشره اي كه در لباس من خزيده بود همان لباسي كه من به ديوار خاطراتم آويخته بودم.

و آن لحظه انديشيدم كاش پس از جنگ سوزانده بودمش تا تنپوش بلايي چنين نمي شد.

پسرم

 به تن هاي تكيده اي كه در لباس من سالهاي پيش جنگيدند شك نكن . به قهرمانان قصه هاي من شك نكن . به رودخانه هاي خون آلود اروند و كارون شك نكن  به تن هاي مجروح تنگه ي چزابه شك نكن به بدنهاي خاك آلود دشتهاي مهران شك نكن  فقط  به حشره اي شك كن كه در لباس من خزيده بود .

عبدالجبار كاكايي

منبع : وبلاگ سالهاي تاكنون ( اشعار و ترانه هاي عبدالجبار كاكايي)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 0:57  توسط آزادمردمان  | 

 گر شعله ھای خشم وطن زین بيشتر بلند شود

ترسم به روی سنگ لحد نامت عجين به گند شود

پر گوی و یاوه ساز شدی، بی حد زبان دراز شدی

ابرام ژاژخایی ی تو اسباب ریشخند شود

ھرجا دروغ یافته ای درھم چو رشته بافته ای

ترسم که آنچه تافته ای بر گردنت کمند شود

باد غرور در سر تو، کور است چشم باور تو

پيلی که اوفتد به زمين حاشا دگر بلند شود

بر سر کله گشاد منه، خاک مرا به باد مده

ابر عبوس اوج - طلب پابوس آبکند شود

بس کن خروش و ھمھمه را، در خاک و خون مکش ھمه را

کاری مکن که خلق خدا گریان و سوگمند شود

***

نفرین من مباد تو را زان رو که در مقام رضا

دشمن چو دردمند شود، خاطر مرا نژند شود

خواھی گر آتشم بزنی یا قصد سنگسار کنی

کبریت و سنگ در کف تو خاموش و بی گزند شود

سيمين بھبھانی

۲۵ خرداد ۱۳۸۸
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 1:9  توسط آزادمردمان  |