تبليغاتX
آزادمردمان

آزادمردمان

من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست . تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 14:5  توسط آزادمردمان  | 

از آنجا که همیشه در ایران فقط یک صدا به گوش می رسد و آن هم قرائت رسمی و دولتی از وقابع است ، بر آن شدم تا گوشه ای دیگر از جریانات جاری خاورمیانه را که در ایران شنیده نمی شود بنگارم. از این رو اگر این مقاله به دیدگاه های اسراییلی ها نیز می پردازد، دلیل آن به هیچ وجه حمایت از جنگ جاری نبوده و تنها گوشه هایی از حقایق محتملاً ناشنیده در ایران را روایت می کند، چرا که آن روی سکه را بسیار گفته اند و شنیده ایم...

پرچم اسراییلپرچم گروه شبه نظامی حماس

 امروز چهاردهمین روز منازعه در غزه است. منازعه ای که به دنبال حمله نیروی هوایی ارتش اسراییل IAFبه نوار غزه ، و به دلیل موشک پرانی های ممتد گروه شبه نظامی حماس به داخل خاک اسراییل شروع شد و با ورود زمینی نیروهای دفاعی اسراییل IDF تا حال ادامه دارد.

از آنجا که هم اینک تقریباً تنها دو صدا به گوش می رسد ، یکی از سوی طرفداران اسراییل که 100% عمل ارتش این کشور را صحیح و در حکم دفاع از خود می دانند و دیگر از جناح اعراب ، مسلمانان و مخالفان اسراییل که این کار را جنایت می خوانند، بر آن شدم تا مروری گذرا بر این واقعه ، ریشه ها و پیامدهای آن داشته باشم...

نوار غزه کجاست؟

نوار غزه یا Gaza Strip ، ناحیه ای است که به صورت یک نوار یا استریپ در کنار دریای مدیترانه واقع شده ، غرب آن کاملاً دریاست ، شمال و شرق آن با اسراییل هم مرز بوده و جنوب آن با مصر مرز مشترک دارد.

تاریخچه:

 پس از شکست نیروهای امپراتوری عثمانی از  بریتانیا در طول جنگ جهانی اول، دولت وقت بریتانیا در ۲۵ آوریل ۱۹۲۰ میلادی کنترل نوار غزه را به همراه دیگر سرزمین‌های فلسطین برعهده گرفت و با تشکیل یک سیستم حکومتی تحت عنوان قیمومیت بریتانیا بر فلسطین به کنترل نوار غزه و دیگر سرزمین‌های فلسطین پرداخت. پس از جنگ استقلال اسراییل در سال ۱۹۴۸ میلادی و تأسیس کشور اسراییل در بخشی از سرزمین‌های تحت قیومیت بریتانیا و تصرف نوار غزه توسط ارتش اردن، پیمان صلح ۱۹۴۹میان کشور تازه تأسیس اسراییل ، مصر ، اردن ، سوریه و لبنان به امضا رسید که بنابر مفاد آن مرزهای اسرائیل و فلسطین مشخص شده و نوار غزه تحت کنترل کشور اردن قرار داشت.

این عهدنامه تا آغاز جنگ شش روزه در سال ۱۹۶۷و شکست اعراب ، تحت اشغال نظامی نیروهای دفاعی اسراییل IDF درآمد.

جنگ شش روزه چه بود؟

جنگ شش روزه در سال 1967 ( از روز 5 تا 10 جون آن سال ) با زیر پا گذاشتن پیمان صلح موقت توسط اعراب و تن ندادن به طرح های صلح نهادهای بین المللی که موجودیت اسراییل و فلسطین را به عنوان دو همسایه تضمین می نمود ، توسط اعرابی که فکر می کردند به قدرتی دست یافته اند که می توانند کل اسراییل را از میان ببرند، میان اسراییل از یک سو و اعراب ( کشورهای مصر ، سوریه ، اردن و عراق ) از سوی دیگر درگرفت.

ریشه های این جنگ:

ناسیونالیزم عرب به صورت سیستمانیک در زمان زمامداری جمال عبدالناصر ( مختصراً وی را ناصر هم می خوانند ) در مصر شکل گرفت. ( جمال عبدالناصر اولین کسی بود که نام مجعول الخلیج العربی را به جای واژه خلیج همیشه فارس به کار برد و این تخم لق را در دهان اعراب کاشت ).

عبدالناصر ( سلف صالح دکتر محمود احمدی نژاد ) با شعارهای ضد اسراییلی تند و تیز خود وعده ریختن تمامی یهودیان را به دریا می داد. رادیو عرب زبان مصر در برنامه های مهیج ضد اسراییلی خود ، هر روزه از فلسطینیان می خواست که از اسراییل خارج شوند تا در مسیر بولدوزرهایی که قرار بود تمام اسراییلی ها را به دریا بریزد قرار نگیرند!!! در این کش و قوس سیاسی و تبلیغاتی ، ناصر ارتش این کشور را در مرز میان مصر و اسراییل در صحرای سینا متمرکز نموده ، سلاح ها را به سمت اسراییل نشانه رفته و رسماً آرایش جنگی به خود گرفت. در ۲۲ ماه می همان سال ، مصر تنگه تیران واقع در دریای سرخ را بست و بندر ایلات را که اسراییل با صرف مبالغ هنگفتی ساخته و یکی از رگهای تجارت این کشور بود عملاً فلج نمود. همزمان کشورهای سوریه ، اردن و عراق نیروهای نظامی خود را در بلندی های جولان و کرانه باختری رود اردن برای حمله ای غافلگیرانه متمرکز نمودند.

اسراییلی ها که عملاً کشور تازه تأسیس خود را در شرف نابودی می دیدند، دست به حمله ای پیشگیرانه و برق آسا زدند. ژنرال های اسراییلی به رهبری موشه دایان تصمیم گرفتند تا تمامی هواپیماهای مصری را در آشیانه بزنند و این کار را با صد در صد موفقیت به انجام رساندند. با این کار اسراییل برتری هوایی خود را تضمین نموده و نیروی زمینی این کشور با پشتوانه نیروی هوایی صحرای سینا را از مصر ، بلندی های جولان را از سوریه و کرانه غربی رود اردن و مزارع شبعا را تحت اختیار خود قرار داد.

در نتیجه ، تندروی و زیاده خواهی اعراب ، حاصلی معکوس به بار آورد و به جای محو اسراییل از نقشه جهان ،مساحت این کشور به سه برابر افزایش یافت.

اسراییل از غزه خارج می شود:

در سال ۲۰۰۵ ، اسراییل به صورت یک جانبه از غزه خارج شده ، شهرک های یهودی نشینی را که ساخته بود تخلیه نموده و این منطقه را به طور کامل به فلسطینیان سپرد. لیکن فلسطینیان که پس از سال ها مبارزه برای به دست آوردن خاکی برای خود مناطقی را به دست آورده بودند ، به جای اتحاد و آبادسازی سرزمین خود ، درگیر جنگ داخلی شدند. به دنبال این درگیری های خیابانی میان دو گروه فتح و حماس ، حماس کنترل نوار غزه را در بر گرفت و به دلیل پافشاری در عدم به رسمیت شناختن اسراییل و شعار محو اسراییل از نقشه که از سوی دولت جمهوری اسلامی ایران حمایت می شد ، و همچنین موشک پراکنی های روزانه از قلمرو تحت فرمان خود به سوی اسراییل ، عملاً از سوی کشورهای غربی و حتی اعراب و تشکیلات خودگردان فلسطینی طرد شده و از سوی غربی ها ، گروه تروریستی خوانده شد. گروه شبه نظامی حماس با حمایت های همه جانبه جمهوری اسلامی ایران از یک سو و سوریه از سوی دیگر به موشک پراکنی ها ادامه داد و در ابتکاری که انتقاد بسیاری را بر انگیخت برای تضمین امنیت ستیزه جویان خود ، مساجد ، بیمارستان ها و اماکن عمومی را پایگاه هایی برای پرتاب موشک های قسام نمود. درپی بدست گیری قدرت در نوار غزه توسط گروه حماس و عملکردهای این گروه در حمله به پایگاه‌ها و رهبران جنبش فتح در سرزمین های فلسطینی ، مقامات امنیتی فلسطینی از جناح فتح و همچنین برخی کشورهای عربی ، حکومت ایران را متهم به نقش داشتن در «آموزش نظامی شبه نظامیان حماس در به دست گرفتن کنترل نوار غزه و همچنین کمکهای مالی» به این گروه معرفی کردند. با وجود تکذیب آقای متکی ، یک مقام حماس در گفتگو با روزنامه تایمز لندن ، آموزش شبه نظامیان حماس در ایران توسط سپاه پاسدارن را تایید کرد.وی گفت که ۳۰۰ تن از نیروهای حماس برای طی دوره‌های آموزشی مخفیانه به ایران اعزام شده‌اند. به گفته وی از هنگام آغاز درگیری‌ها تا کنون هفت گروه برای طی دوره‌های شش ماهه به ایران اعزام شده‌اند.این فرمانده ارشد گفت:"ایران مادر ما بوده و به ما اطلاعات و تجهیزات نظامی داده و به لحاظ مالی از ما حمایت می‌کند." (منبع: روزنامه انتخاب ، ۲۰ اسفند ۱۳۸۶ و روزنامه تایمز لندن ۹ مارچ ۲۰۰۸ )

گفتنی است که با وجود حمایت های بی شائبه ایران از این گروه عمدتاً سنی مذهب ، پس از اعدام صدام حسین حماس و هواداران آن، برای او در شهرهای فلسطینی خیمه عزا به پا کردند!

حمله اسراییل به نوار غزه ، چرا؟؟؟

در پی کشته شدن شهروندان اسراییلی توسط بمبگذاران انتحاری حماس از یک سو و موشک های قسام از سوی دیگر ، و همچنین انتقادها از عملکرد ارتش این کشور در خلال جنگ های ۳۳ روزه با حزب الله لبنان، دولت این کشور تحت فشاری روز افزون قرار گرفت که چرا برای جلوگیری از نفوذ ایران به ریاست محمود احمدی نژاد که رسماً خواهان نابودی اسراییل و محو آن از نقشه جهان و حامی رسمی دو گروه عمده جنگ طلب ضد اسراییلی ( حماس و حزب الله ) کاری از دستش بر نمی آید. افکار عمومی اسراییل که از شعارهای تند و تیز محمود احمدی نژاد به هراس افتاده بود ، منتظر اقدامی قاطع و پیشگیرانه علیه ایران و یا منافع این کشور در نزدیکی اسراییل بود. یکی از نقاطی که تحلیلگران اسراییل روی آن انگشت گذاشته بودند هراس آنها از ارسال موشک ها شهاب به باریکه غزه بود که کابوس این کشور به شمار می آمد زیرا موشک های قسام نه برد چندانی داشتند و نه از قدرت تخریب بالایی برخوردار بودند ولی موشک های شهاب رسماً برای اسراییل خطر به شمار رفته و می روند علی الخصوص اگر از همسایگی پرتاب شوند.

تناسب جرم با کیفر

یکی از انتقادهایی که به اسراییل وارد می آورند این است که در حمله به غزه اولاً شدت عمل بیش از حدی از خود نشان داده و ثانیاً غیر نظامیان را نیز هدف قرار می دهد. از سویی دیگر مدافعان اسراییل بر این باورند که در جنگ قرار نیست اگر یکی از طرفین از تیر و کمان استفاده می کند ، دیگری هم سلاح های پیشرفته اش را بر زمین گذاشته و تیر و کمان به دست گیرد و ثانیاً می گویند مسوول کشته شدن غیرنظامیان ، حماس است که در میان آنها سنگر می گیرد (نظر شخصی: کشتن غیرنظامیان به هر دلیل و توجیهی جه از سوی حماس و چه از سوی اسراییل محکوم است)

پیامدها:

شخصاً بر این باورم که حمله اسراییل به غزه ، گروه ستیزه گر حماس را در موضع مظلوم قرار داد، در صورتی که مظلوم ، فلسطینیان بی گناهی هستند که کشته می شوند نه شبه نظامیانی که دستی تا مرفق آلوده به خون دیگران دارند. اما این حمله طبعاً دست ایران را در منطقه تا حد زیادی خواهد بست و از این لحاظ می توان فهمید که چرا رسانه های دولتی ایران با این مورد آنچنان تند برخورد می کنند که حتی رسانه ای ایرانی را به خاطر عدم حمایت از یک خارجی می بندند.

ای کاش دولتمردان ما فلسطینیان را به حال خود گذارده ، هم به آنها خدمتی کنند و در امور داخلی شان دخالت ننمایند و هم به مردم خود خدمت نموده ، دلارهای نفتی و این همه دلسوزی بی شائبه را کمی هم صرف ملت خود کنند. اگر دخالت ها و حمایت های ما نبود ، احتمالاً هم اکنون نه در فلسطین درگیری بین حماس و فتح بود و نه حمله اسراییل به غزه رخ می داد. از سرنوشت جمال عبدالناصر پند بگیرید و منافع ملی ما را فدای خارجی ها نکنید که آنها به جای وفاداری به شما ، اعدام دشمنان ایران و صدام های دیگر را باز هم به عزا خواهند نشست...

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 2:53  توسط آزادمردمان  |