امروز نویسنده وبلاگ فسفر فشانی ، لطف کرده و مرا به یک بازی وبلاگی دعوت نمودند. بدواً متعجب شدم ، چون تا به حال در اینگونه بازی های وبلاگی شرکت نکرده بودم اما دیدم که هم موضوع بحث ، جالب و پخته است و بستری است برای تضارب آرا، و هم بد نیست وبلاگ از حال و هوای یکنواختش در آید. از این رو با کمال میل در این بازی شرکت می کنم و نظرم را می نویسم.
موضوع این است که نوشته ای در ویلاگ بنویسید با عنوان: "اگر نماینده مجلس بشوم این سه کار را انجام می دهم!". سه اولویت را که آنها در صورت انتخاب به نمایندگی انجام خواهید داد نوشته و از سه دوست وبلاگی هم بخواهید که به نوبه خود این کار را انجام داده و سه نفر را نیز دعوت نمایند.
سه وبلاگ نویس محترمی که من به صورت تصادفی از لیست پیوندهایم انتخاب نمودم عبارتند از:
جناب آقای علی سنگسری، نویسنده وبلاگ علمی بیوتکنولوژی
جناب آقای علی سعیدی نویسنده وبلاگ شخصی روزنوشته های یک معلم
سرکار خانم نویسنده وبلاگ شخصی توسکا
و اما سه کار اولیه که من در طی دوران نمایندگی مجلس انجام می دادم:
۱: از آنجا که نام مجلس فعلی ، "مجلس شورای اسلامی" است و نه مجلس شورای ملی ، طبیعتاً می بایست برای انجام وظیفه ، مصالح امت اسلام را در نظر می گرفتم و لایحه بودجه ای پیشنهاد می کردم که به امت اسلام از لبنان تا نوار غزه و از عراق تا افغانستان کمک مالی شود تا مبادا آب در دلشان تکان بخورد و اگر هم پول نفت کم آمد ، طبق لایحه مذکور کمی به قبوض آب و برق و تلفن و مالیات کارمندان اضافه نموده و دو روز حقوق کارگران شهر بم را در ماه به زلزله زدگان جبل عامل اهدا می نمودم. از طرفی اگر برادران مسلمان ما خواستند نام خلیج فارس را خلیج عربی بنامند ،ایشان را مجاز می نمودم و همراه دکتر احمدی نژاد ، خلف برحق شهید رجایی زیر نوشته الخلیج العربی نشسته و وعده تلاش برای هبه کردن سه جزیره ایرانی را هم به نام شیخ کشک الدین خلیفه آل پشمک به ایشان می دادم. چون دین مبین اسلام در میان امت عرب ظهور کرد و ما از نظر اینکه اعراب محبت کرده و زحمت لشکرکشی و تجاوز به ایرانیان مجوس را برای رستگار شدن ما بر خود هموار نموده اند و ما از این نظر به آنها بدهکاریم.
۲: از آنجا که اعتقاد و التزام به ولایت فقیه شرط کاندیداتوری برای نمایندگی است و طبعاً برای انتخاب می بایست این شرط را قبول کرده باشم و عهد شکنی اصولاً کار بدی است و آدم را راهی جهنم می کند و جهنم جای گرمی است و کولر گازی هم ندارد، و باز از آنجا که مجلس ، اسلامی است و بالاترین مقام اسلامی هم همین ولی فقیه مد ظله العالی می باشند ، شکر خدا نیازی به زحمت کشیدن برای فکر کردن و تصمیم گیری برای لایحه ها نیست و برای هر عملی با یک تلفن از دفتر مقام معظم رهبری کسب تکلیف نموده و همان کار را انجام می دادم.
۳: به دلیل اینکه اصولاً دانشگاه محل فساد فی الارض است و تمام مخالفین و معاندین بعدی از همین لانه جاسوسی بیرون می آیند ، تلاش می کردم تا با پیگیری امر مهم وحدت حوزه و دانشگاه که از اوایل انقلاب شروع شده ولی به جایی نرسید ، طی جمع آوری رأی برای تصویب لایحه ای علمی و کارشناسی شده ، دانشگاه ها را تعطیل نموده ، تبدیل به حوزه نمایم و کلاس ها را تبدیل به حجره های طلبگی کنم. از طرفی چون معلمان اکثراً زیاد حرف می زنند و وراجی بد است ، در متمم لایحه می گنجاندم که مکتب خانه ها را احیا و مدارس را تعطیل نماییم و وقتی دانش آموزی نباشد که تاریخ بخواند ، بالطبع نیازی نیست برای از بین بردن آرامگاه کوروش کلی از بیت المال خرج کنیم تا سد سیوند بسازیم ، یک دفعه با لودر آنرا تخریب نموده و جای آن امامزاده می سازیم و پسر عموی خود را که کمی مشکل مالی دارد و در ستاد انتخاباتی ما هم زحمت فراوان کشید ، متولی آن می کنیم که کمی اوضاعش بهتر شود تا ثواب اخروی هم برده باشیم.
پانوشت ۱: کلی می شود کار مفید انجام داد! حیف که این بازی فقط سه کار را گفته بنویسیم!
پانوشت ۲: حیف که نمی شد ما نماینده شویم ، اما اگر می شد چی می شد!
پا نوشت ۳: بدون شرح


